Monday, 24 September 2007

Reza Pahlavi

Home
Speeches
English - Français - فارسي
Messages to the Nation
English - Français - فارسي
Interviews
English - Français - فارسي
Press Releases
English - Français - فارسي
Human Rights Monitoring
English - Français - فارسي
Articles of Interest
English - Français - فارسي
Contact Us
Human rights

Photo gallery

Enter " src="http://www.rezapahlavi.org/images/arrow_next.gif">
About Reza Pahlavi

Reza Pahlavi
Latest videos
LCI - Journal Du Monde du 31 mai 2007
مصاحبه با جمشيد چالنگی-ساعت هفت، تفسير خبر
مصاحبه با تلویزیون پارس، راديو صداي ايران II
مصاحبه با تلویزیون پارس، راديو صداي ايران I
مصاحبه با تلویزیون صدای آمریکا ميز گردی با شما
مصاحبه با تلویزیون صدای آمریکا – برنامۀ شبآهنگ
Latest audios
[NEW] مصاحبه با آقای صدیقی رادیو صدای ایران
مصاحبه امیر مصدق کاتوزیان، راديوفردا، با شاهزاده رضا پهلوی
مصاحبه‌ با راديو صداي ايران
Interview with SKY News
پیام رضا پهلوی بمناسبت نوروز ۱۳۸۶
مصاحبه با تلویویزن صدای آمریکا - خبرها و نظرها
Newsletter
Add your e-mail to receive news bulletins from the Secretariat

Reza Pahlavi’s Warning on Future Nuclear Dangers
Monday, July 23rd, 2007 - Reza Pahlavi Secretariat
Dear compatriots, Recently, a strong earthquake shook Japan and, in addition to widespread harm, damaged the world’s biggest nuclear power plant in that country, thus causing a grave danger. The spread of radioactive materials, in the immediate environment of that facility as well as throughout the region, with long-term negative consequences, h...
French version
Persian version
هشدار رضا پهلوی به مردم ایران درمورد مخاطرات آیندۀ اتمی
Shah's Exiled Son: Don't Attack Iran
Saturday, June 9th, 2007 - Ha'aretz
PRAGUE -- Reza Pahlavi, the exiled son of the last shah of Iran, suggests taking Mahmoud Ahmadinejad's threat to annihilate Israel very seriously. However, he suggests refraining from military action against his country. That's not what scares the regime there," he explains. "What scares it are the opponents from within, who should be strengthen...
Selected Articles Of Interest
Iran : une troisième voie, pou...
Shah's Exiled Son: Don't Attac...
شاهزاده رضا پهلوی: جهان از مرد...
A Rational Path Out of the Ira...
Talking to Iran
Royal Democrat
Messages To The Nation
پیام رضا پهلوی بمناسبت سال تحصیلی ۱۳٨٧־۱...
پیام رضا پهلوی بمناسبت یکصد و یکمین سالگ...
پیام رضا پهلوی درمورد پشتیبانی از اعتصاب...
Reza Pahlavi’s Warning on Future Nuclear...
پیام رضا پهلوی بمناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تی...
پیام رضا پهلوی بمناسبت ۱ ۱ اردیبهشت، روز...
Contact - Forum - Podcast - RSS Feed - Site by Yateo

پاینده ایران

http://www.farahpahlavi.org/mrpnvop3.jpg

بیاد محمد رضا شاه پهلوی انسانی که خود را فدای گذار تاریخی یک ملت نمود

هم میهن با گرامیداشت سالگشت مرگ رضا شاه کبیر و محمد رضا شاه پهلوی یاد و خاطره روزهای اقتدار ایرانزمین را گرامی داشته و به قضاوتی سرنوشت ساز از عملکردهای خود در سالهای پیشین بپردازیم. گذاری که به خواست نهضت بزرگ مشروطه ایران را بدست مردانی از خانواده پهلوی سپرد ؛و از میانه طوفا نهای جنگ واشغال بیگانگان و هرج ومرج , کشور را به قله های استقلال ؛ امنیت ؛ سر افرازی و ترقی رسانید . اما دیوار جهل و خرافات مانع سرعت این گذار بسوی مدرنیسم و دموکراسی شد و جوشش نسلی ؛ برای همراهی با محمد رضا شاه را بسوی تمدن بزرگ به گرداب پنجاه و هفت کشانید.

مشت پلید استبداد سیاه و سرخ ایرانستانی آنزمان؛ امروزه برای نسل نوین ایران باز شده ؛ نسلی که که کنجکاو ؛ خردمند وبا چشمانی تیز بین , همه چیز را در آستانه فرو ریزی دیوار پوسیده حکومت دینی ؛ به فردایی با افق ها ی مطا بق با پیش بینی های تاریخی محمد رضا شاه برای ایران میاندیشد؟!

با نگاهی صادقانه پی میبریم که خدمات شایسته این دو مرد بزرگ کما کان کشور را بر پا نگاه داشته و هیچکس نتوانست آثار خلق شده از ایشان را که همچنان نیز ایران را ایران باقی گذاشته محو نماید.

سازمان اتحاد ایران ضمن احترام به تمامی مبارزان تاریخ معاصر کشور که جان خود را برای برقراری میهن و حفظ چارچوب کشورمان عرضه داشتند یاد و خاطره پاد شاهان پهلوی را گرامی داشته و از هم میهنان دعوت مینماید با روشن نمودن شمع در شبهای چهارم و پنجم مرداد ماه قدر دانی خود را به این بزرگمردان تاریخ ایران ؛ به زندانیان دربند سیاهچالهای جمهوری اسلامی ؛ به اعدامیان و قربانیان جنگ در بیست ونه سال گذشته و پایمردی هایی که برای آنچه که محمد رضاه شاه میگفت ( ایران , ایران باقی ماند) ارایه نمایند.

پاینده و سرافراز باد پرچم سه رنگ شیرو خورشید ایران

iran_unity.jpg

این بیانیه را چاپ و منشر نمایید

سالگرد کشتار در سال 67


فراخوان اعتراض به قتل عام و کشتار زندانیان سیاسی در سال 67





مجموعه گزارشات مراسم بزرگداشت 18 سالگرد کشتار 67
امسال مراسم بزرگداشت یاد و خاطر جانباختان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در حال و هوایی متفاوت از سال های گذشته برگزار شد. جمعیت بیشتری نسبت به سال های گذشته آمده بودند. حضور نسل جوان چشمگیر بود. چهره های سیاسی و فرهنگی هم آمده بودند از جمله وکیل شجاع ناصر زرافشان که خود نیز اکنون زنداانی سیاسی است. اما از طرف دیگر حضور نیروهای امنیت و اطلاعاتی بسیار چشمگیرتر بود همچنین برخورد های آنان نسبت به سال های گذشته زننده تر بود. به صورتی که اجازه ورود به برخی را ندادند و این امر موجب شد که جمعیت در یک لحظه در خاوران حضور پیدا نکند و جدا جدا در مراسم باشد اما با این حال مراسم بسیار با شکوه برگزار شد!

خاوران گلباران! مادران بر مزار یاران!

لینک های مربوط به گزارشات را در اینجا می گذداریم و اگز لینک دیگری هم دارید در قسمت کامنت وبلاگ بگذارید تا اعمال شود. با تشکر فراوان!

* گزارشی از برگزاری سالگرد دهم شهریور درج شده در سایت اخبار روز

* گورستان خاوران گلپوش شد گزارش سایت شهرزاد نیوز

* گزارش کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

* گزارش وبلاگ آوای سرخ

* گزارش تصویری سایت شهرزاد نیوز

* گزارش تصویری وبلاگ عروسک کوکی

* در خاوران چه گذشت؟! نوشته ای از منصوره بهکیش

* زیباترین فرزندان آفتاب و باد گزارش وبلاگ نسل فردا

* گزارش وبلاگ خبرنامه ی فعالین دانشگاه مازندران

* یک روز در خاوران گزارش وبلاگ زنده باد آزادی

|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 | 25 نظر








مجموعه ای از نوشتار های مربوط به کشتار 67
در این جا سعی شده است که مجموعه ای از نوشتار ها و اسناد مربوط به اعدام ها و کشتار زندانیان سیاسی و دگراندیشان در تابستان خونین سال ۶۷ گردآوری شود. بدیهی است که این مجموعه دارای کمی و کاستی های فراوانی است لطفا در تکمیل آن ما را یاری رسانید. در ضمن با دادن لینک به این وبلاگ و یا قرار دادن لوگوی وبلاگ در سایت و وبلاگ خویش در اطلاع رسانی این کشتار بزرگ ما را یاری رسانید. لینک های مطالب مربوط را در قسمت نظرخواهی قرار دهید تا در این صفحه انتشار یابد.

* خاوران، بايد باقی بماند!

* قربانيان فاجعه قتل عام ملی در ايلام

* از نگاه آن مادر

* نامه به فرزند يک بازجو- شکنجه گر!

* خاک خاوران و راز و رمز نهفته در آن

* چه کسي مسئول مرگ دلخراش مادر رضايي است؟

* درود بر تو ای گلزار زيبا

* "مادران و همسران خاوران" فاجعه را برملا می کنند!

* هفده سال پس ازقتل عام ۶۷، مارا پاسخي هست؟

* همه شور بود و اميد

* مرگ دردناک مادر رضايي

* عشق کشي

* واپسين نامه های قربانيان دگرانديشی در حکومت اسلامی

* نام عزيزان ما را از صفحات تاريخ حذف نكنيد

* من مرگ هيچ عزيزی را باور نمی کنم

* "خاوران می­ماند"

* گورستان خاوران

* تا خاورانی نباشد و قرار

* پيام خفته به خاک

* گل فروش خاوران

* گلزار خاوران چون سند جنایت جمهوری اسلامی در تاریخ باقی خواهد ماند

* پیرامون مساله ی گورستان خاوران و وظایف ما

* مقاومت دربرابر امحاء آثار جنایت، تقي روزبه

* نام عزیزان ما را از صفحات تاریخ حذف نكنید! فرزانه راجی

* اعتراض خانواده هاي اعدام شدگان گلزار خاوران، اخبار روز

* خاوران آوردگاه عاشقان، گزارشي از حضور خانواده هاي قربانيان 67 در گورستان خاوران، خاوران 83

* هنگامه‌ی ستيزه‌ی ديو و باغ کوکب‌ها

* زندان اوين از ۲۹ تيرماه تا هشت مهرماه ۶۷

* از ياد نمى بريم -گزارش تصويرى تهران، خاوران، ١٣٨٤

* آرزوی من اين است که آنها در مقابل دادگاه قرار بگيرند

* اسامی زنان اعدام شده در سال ۶۷

* کشتار بزرگ ۱۶۷۳

* عکس هایی از خاوران

* روایت رضا شمیرانی از قتل‌عام سال ۶۷ در زندان اوین قسمت های ۷-۱

* حماسه­ي خفته در تابوت!

* اسداله لاجوردي شكنجه گر وايديولوژي شكنجه وكشتار

* چرا واقعيت را به دلخواه خويش آب و تاب می دهیم؟ درباره قتل عام سال 67، همنشين بهار

* خاوران، رفتم گل ات بچينم، دنا رباطي، شهروند

* خاوران، يك سنداز جنايت هاي وحشيانه رژيم جمهوري اسلامي است، فريبا كاوياني

* اعدام زندانيان سياسي در سال 67، برنامه راديويي زمينه ها و زمانه ها، راديو بين المللي فرانسه

* مراسم سال‌گرد خاوران و دستگیری جوانان، کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)

* اعتراض خانواده هاي اعدام شدگان گلزار خاوران، اخبار روز

* این بانگ آزادی کز خاوران خیزد، فریاد انسانهاست کز عمق جان خیزد، اصغر غضنفری

* گزارشی از مراسم يادبود کشتار زندانيان سياسی، با گل و سرود و اشک، در گلزار خاوران، عصر نو

* چه بنويسم که ديگران ننوشته باشند... پويان انصاري

* متن حکم اعدام مجاهدين خلق در شهريور 67 توسط خميني، انقلاب اسلامي

* نماز، به مناسبت قتل عام زندانیان سال 1367، مهرنوش معظمی گودرزی

* فراخوان به بزرگداشت خاطره جانباختگان تابستان1367

* عکس ها یی از تجمع در خاوران

* گل های همیشه بهار
گلستان خاوران جایگاه عاشقان را همیشه زنده نگهداریم

* من درد مشترکم مرا فرياد کن

* برگزاری مراسم يادمان قربانيان کشتار زندانيان سياسی تابستان ١٣٦٧
در دانشگاه تورنتو

* تصاويري از گورستان خاوران

*

دوستان عزیز خواهشمند است که لینک های دیگر مربوط به کشتار ۶۷ را حتما در قسمت نظرخواهی قرار دهید و در ضمن برای حمایت از ما لوگو ی این وبلاگ را در صفحه ی خود قرار دهید یا به این وبلاگ لینک دهید.

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه بیست و دوم بهمن 1384 | 31 نظر








هر جمعه، خانواده های زندانیان جانباخته در جایی متروکه، مجاور قبرستان اقلیتهای مذهبی در محله خاوران واقع در جنوب شرقی تهران گرد هم می آیند هر جمعه، خانواده های زندانیان جانباخته در جایی متروکه، مجاور قبرستان اقلیتهای مذهبی در محله خاوران واقع در جنوب شرقی تهران گرد هم می آیند. آنها آن محل را گلزار سرخ خاوران مینامند. گل رز "سرخ" در فرهنگی که استفاده از شعر از لحاظ امنیتی خطر کمتری را ایجاد میکند، با مفهوم "رزمنده آزادی افتاده" بکار میرود. رهبران رژیم آنجا را "لعنت آباد" یا "قبرستان کافران" نام نهاده اند. آنجا هزاران زندانی سیاسی که توسط رژیم بقتل رسیده اند در گورهای بی نشان جمعی بخون خفته اند.
در فوریه 1989 ،زمانیکه آیت الله خمینی فتوای قتل واجب سلمان رشدی نویسنده را به جرم نوشتن مطالب کفر آمیز صادر کرد با واکنش شدید در جهان روبرو شد. اما فقط چند ماه قبل از آن فتوای قبلی خمینی مبنی بر فرمان اعدام هزاران زندانی سیاسی با سکوت انجام یافته بود.
ادامه را بخوانید..........

|+| نوشته شده توسط آرش در جمعه بیست و یکم بهمن 1384 | نظر بدهید








منتظری نقش پورمحمدی در اعدامهای سال 67 را تأييد کرد
ادم كشهادو روز پس از آنکه گروه ديده بان حقوق بشر با انتشار گزارش مفصلی وزيران کشور و اطلاعات دولت محمود احمدی نژاد را به جنايت عليه بشريت متهم کرد، دفتر آيت الله منتظری تأييد کرد که اين مرجع شيعه همان گونه که اين گروه به خاطرات و مکاتبات وی استناد کرده، مصطفی پورمحمدی وزيرکشور کنونی ايران را از مسئولان 'اعدام دسته جمعی' زندانيان سياسی در سال 1988 می داند. ادامه اين مطلب

گورستان خاوران

از سه راه افسريه در جنوب شرق تهران جاده ای هست به نام بلوار امام رضا که در واقع سرآغاز جاده تهران مشهد است، پانزده شانزده کيلومتر که در اين جاده حرکت کنيد در سمت چپتان چند گورستان می بينيد که به اقليتهای مذهبی تعلق دارد. ادامه این مطلب

با گذشت شانزده سال از اعدامهای پرتعداد تابستان سال ۱۳۶۷ در زندانهای ايران، و در حالی که هنوز اشاره به اين خاطره خونين از تاريخ معاصر ايران، در داخل کشور امری غيرممکن به حساب می آيد ، اين بحث ميان تحليگران سياسی هر چه بيشتر اوج می گيرد که نسلهای آينده ايران با اين خاطره چه خواهد کرد. ادامه این مطلب

|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384 | 8 نظر








اعتراضات خود را گسترش دهیم
طبق آخرین گزارش سایت آشوب که به همراه عکس های جدیدی از قطعه ی ۳۳ بهشت زهرا بود . تخریب این آثار تاریخی و مبارزاتی به مراحل تازه ای رسیده و اگر اقدامی صورت نگیرد به طور حتم این قطعه به طور کامل تخریب خواهد شد. تخریبی که هم سطح با تخریب آثار باستانی چون تخت جمشید و میدان نقش جهان است . حتی از آنها هم مهمتر چون اگر آنها مربوط به شکوه و جلال پادشاهان بود این قطعه یادآور تاریخ مبارزاتی فرزندان قهرمان این سرزمین است که برای آرمان های بلند خویش آرمان های خلق خویش جان خود را نهادند.

این قطعه یادآور خروش خسرو گلسرخی در بی دادگاه ستم شاهی بود که گفت: من از خودم دفاع نمی کنم من از خلقم دفاع می کنم.

اکنون آن خلق باید از یادمان خسرو گلسرخی و هزاران گل سرخ خفته در این بیایان داغ دیده دفاع کند.

بیایید که از آنان دفاع کنیم از آنانی که زمانی برای دفاع از حق ما حق آزادی و برابری مردم ما به دفاع برخواستند . باید از تنها یادمان این رادمردان و شیرزنان این سرزمین پاسداری کرد.

گزارش تکمیلی تخریب قطعه ۳۳ در سایت دانشجویی آشوب

امضای پتیشن اعتراضی

شماره تماس بهشت زهرا برای اعلام اعتراض: 5520560

|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه سوم آبان 1384 | 7 نظر








تخریب قطعه ی33 بهشت زهرا!

خیلی وقت بود در اینجا چیزی ننوشته بودم اما زمانی که در سایت آشوب دیدم که قرار است که قطعه ی ۳۳ بهشت زهرا را تخریب کنند گریستم و این سطور را در اشک های خویش نوشتم.

به یاد جزنی ها گلسرخی ها پویان ها رضایی ها دانشیان ها و ........

نام هایی که هرکدام خود یک جهان هستند جهانی پر از عشق به انسان پر از عشق به رهایی و برابری انسان ها و اما ...

آیا اینان حتی ۲ متر خاک هم برایشان زیاد است؟ آیا اینان کم برای این سرزمین کردند که ۲ متر خاک هم نباید داشته باشند؟ گله ام از حاکمان نیست که آنان وظیفه ی تاریخی و طبیعی خویش را انجام می دهند آن هم به نحو احسن یعنی تخریب تاریخ مبارزات یک جامعه! گله ام از خودمان است آری خودمان ماهایی که برای تغییر نکردن یک نام بر روی نقشه ی جغرافیایی آن همه سروصدا راه انداختیم! ما هایی که برای زیر آب نرفتن چند ستون ساختمانی آن همه زمین و زمان را به هم دوختیم حال کجاییم؟ چرا نمی آییم فریاد بزنیم که این تاریخ سرزمین ماست این ها را از ما نگیرید.

دوستان مطلب سایت آشوب را در اینجا بخوانید.

در اینجا هم امضا کنید.

پ .ن: دوستان یک تقاضا دارم یک لوگو برای این پتیشن بسازید و همگی در وبلاگ های خود قرار دهیم.

پ.ن: در مورد دیگر کارهای اعتراضی هم همفکری کنیم چند پیشنهاد مشخص دارم:

نامه نگاری به مسئولان داخلی

نامه نگاری به مجامع بین الملل

تحصن و تومار جمع کردن کتبی در مکان هایی مثل دانشگاه

حضور در بهشت زهرا در یک روز و ساعت خاص برای گرامیداشت یاد و خاطره ی آن عزیزان

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه دوم آبان 1384 | یک نظر








تاریخ مبارزاتیمان را حفظ کنیم
بنا به اخبار رسیده جمهوری اسلامی در پی تخریب گورستان خاوان است. خانواده های زندانیان سیاسی اعدام شده در سال های سیاه ۶۰ و ۶۷ به این عمل اعتراض کرده اند.

بیایید ما هم برای حفظ گوشه ی سرخ تاریخکان که اکنون در خاوران خفته است کاری کنیم اعتراضی را سامان دهیم.

ما وبلاگ نویسان ضمن محکوم کردن این عمل خواستار:

۱- عدم تخریب گورستان خاوران

۲- اجازه دادن به خانواده های زندانیان برای بازسازی قبور و گذاشتن سنگ قبر

۳- از مجامعه حقوق بشری بین اللملی می خواهیم که به کمک ما بشتابند.

۴- اعلام عذر خو واهی رسمی مسئولان این کشتار از خانواده ها و همچجنین محامه ی تمامی آمران و عاملان کشتار ها در یک دادگاه صالحه هستیم

اکنون خاوران چشم در راه ما است این آوردگاه عاشقان را تنها نگذارید!!!

پ.ن: حتما به دیگران هم بگویید!!!!

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه سی و یکم مرداد 1384 | 19 نظر








فراخوان یادمان کشتار 67

کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 یکی از تیره ترین صفحات تاریخ جامعه ما است.

ما امضا کنندگان این متن ضمن محکوم کردن کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 خواستار به رسمیت شناخته شدن این فاجعه از طرف مجامع حقوق بشری به عنوان اقدام بر ضد بشریت هستیم.

ما خواستار پیگیری محاکمه تمامی آمران و عاملان این جنایت بزرگ می باشیم.

ما خواستار اعاده ی حق تمامی خانواده های زندانیانی هستیم که در این فاجعه عزیزانشان رااز دست دادند.

ما خواهان روشن شدن ابعاد همچنان مجهول مانده ی این وقایع هستیم.

در اینجا از تمامی سازمان ها و گروه ها و احزاب سیاسی و افراد می خواهیم که تمام تلاش خود را برای افشای ابعاد وسیع این جنایت ضد بشری انجام دهند .

در آخر ضمن گرامی داشت یاد و خاطره تمامی قربانیان و زندانیان سیاسی که در آن فاجعه جانشان را از دست دادند خواستار آزادی تمامی کسانی که تنها به خاطر ابراز عقیده و موضع سیاسی شان در زندان به سر می برند هستیم.

حامیان:

۱-سرزمین آفتاب ۱۷-صعود برهنه

۲-پیچای ۱۸- خنده های شراب

۳- رامین مولای ۱۹-خسن آقا

۴-بلوچ

۵- دانشجو

۶- زیر چتر چهل تیکه

۷- همبستگی با مهاباد

۸- زنانه ها

۹- پرنیان

۱۰-شبح

۱۱- کانی

۱۲- شراگیم

۱۳- پرگار

۱۴-نی لبک

۱۵-شبنم

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه هشتم مرداد 1384 | 60 نظر








تاریخچه ی کوتاه

این نوشتار تنها بقش بسیار کوچکی از فاجعه ی عظیم کشتار ندانیان سیاسی در سال 67 را به نمایش می گذارد و تنها قصدش این است که نسل جوان امروز از تاریخ مبارزاتی انسان ها شریفی که برای ساختن جامعه ای آزاد و برابر بهترین و با ارزش ترین دارایشان یعنی جانشان را فدا کردند آگاهی هر چند کم و نسبی پیدا کند. و در اینجا از تمامی کسانی که اطلاعات و نوشتار های بهتر و کامل تری در این زمینه دارند دعوت می کنم که با نوشته های خود در زمینه معرفی ابعاد وسیع این فاجعه ی ضد بشری به ما کمک رسانند منتظر نوشته های شما هستم:

در سال 57 انقلابی در این جامعه رخ داد که بیشتر مردم این جامعه ب ضد دیکتاتوری سلطنتی پهلوی و حمایت های سرمایه داری و امپریالیسم جهانی از ان به پا خواستند. در این انقلاب بیشتر گروه ها و گرایشات موجود در جانمعه نقش به زایی ایفا کردند که از عمده ترین این گرایشات می توان گرایشات چپ مارکسیستی که در قالب چندین حزب و سازمان بزرگ کوچک وجود داشت نام برد . همچنین سازمان مجاهدین خلق که بیشتر تمایلات اسلامی و باگرایشاتی از گفتمان سوسیالیستی داشت و دیگر گرو ها ها... حال از سال 57 کشمکش هایی بین این احزابو گرو ها از یک طرف و طیفی از نیرو های مذهبی ازروحانیت گرفته تا برخی از حاشیه نشینان سیاسی که با وقوع انقلاب توانایی نفس کشیدن داشتند.. خلاصه این کشمکش ها در برخی از مناطق مثل کردستان و گنبد کاووس و خوزستان به درگیری مسلحانه کشیده شد. انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها با یک حرکت ضد انقلابیو ضد فرهنگی اساتید و دانشجویان آزادی خواه و پیشرو را از دانشگاه اخراج کردند و خلاصه چرخه ی سرکوب شروع شد تا اینکه در خرداد60 به اوج رسید و تمامی گرو ه ها و سازمان های چپ و آزادیخواه به زیر سرکوب رفتند. از همان سال 60 اعدام ها اغاز شد و ادامه پیدا کرد تا اینکه در تابستان 67 به طور گسترده و وسیع به قتل عام تمامی زندانیان سیاسی دست زدند.

اما چرا سال 67؟ جواب این است که شرایط در ان زمان می طلبید که حاکمیت جمهوری اسلامی به نحوی مسئله ی زندانیان سیاسی را حل کندو برای این کار هم نیاز به بهانه داشت. در سال 67 وقایع مهمی رخ داد در این سال جمهوری اسلامی بعد از حدود 8 سال بالاخره بر اثر فشار های داخلی و خارجی مجبور شد جنگی را که بیش از اندازه و بنا به منافع خاص خودشان کش داده بودند تمام کنند و صلح را بپذیرند که این صلح برای رژیم خون اشام و جنگ طلبی ثل ایران حکم جام زهر داشت. چون دیگر نمی توانست به بهانهی جنگ و شرایط جنگی به سرکوب مخالفان سیاسی خود دست بزند. ناگهان اینان در برابر معضل بزرگی به نام هزاران زندانی سیاسی در زندان های این کشور مواجه شد و برای حل ان نیاز به بهانه داشت.

این بهانه را حرکت و عملیات سازمان مجاهدین به دست ؤژیم داد. این سازمان در تابستان 67 دست به عملیات نظامی زد وئ در عرض چندذ روز به پیروزی های هم دست یافت ولی با شکست سختی از لحاظ نظامی مواجه شد. بعد از انم بنا به شرایطی که پیش آمده بود بهانهی خوبی به دست ؤزیم ایران افتاد تا از معضل زندانیان سیاسی خلاص شود.

با فتوای خمینی زندانیان سیاسی یا باید توبه می کردند و تن به همکاری با رژیم در لو دادن دیگر دوستان و تغییر عقایدشان می دادند ویا اعدام می شدند. زندانیان مجاهد به خاطر وابستگی به سازمانشان محارب تشخیص داده می شدند و اعدام می شدند.و زندانیان چپ هم با سوالاتی از قبیل این که مسلمان می شوی یا نه ؟ نماز می خوانی یا نه؟ مواجه بودندو اگر پاسخشان منفی بود به جرم ارتداد و کفر اعدام یم شدند به این سادگی...

هدف اصلی رژِم خلاص شدن از زندانیان سیاسی بود که مجبور بود آزادشان کند و آزادی اینان مترادف بود با به وجود امدن موج جدیدی از مخالفت و مبارزه بر ضد رژیم در نتیجه اینان زندانیان را گرو ه گروه اعدام کردند که بنا به گفته ی منابع اگاه و مستقل حدود 18 هزار زندانی در زندان های سرتا سر کشور اعدام شده اند . حتی بنا به گفتهی بخشی از افراد رژیم که مخالف اعدام های گسترده بودند مثل آقای منتظری که در نامه ای به خمینی اعتراض کرده بود هزاران دختر جوان در زندان ها بدون محاکمه و بعد از انکه به انان تجاوز می شد تا باکره جان نس÷ارند اعدام دسته جمعی شدند. در گور های دسته جمعی که مشهورترینان خاوران است مدفون شده اند.

در این سال ها این کشتار ها در سکوت تلخی باقی مانده که از یک طرف به خفقان موجود در جامعه بر می گردد و از طرف دیگر به کم کاری نیرو های آزادی خواه این جامعه و در گیر شدن در بازی های سیاسیو دعوا های حزبی... اما خوشبختانه در این چند سال اخیر با رشد اطلاع رسانی و همچنین با انتشار برخی از ناتمه های کسانی که خود جزیی از رژیم بوده اند ((فارغ از این که خود در این جنایات نقش داشته اند و یا نه)) ابعادی از این جنایت روشن شده است . ما در پی این امر هستیم که نسل جوان بیشتر با این قضایا اشنا بشود.

در این راه از دوستان عزیز تقاضا داریم که ما را یاری کنند.

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه هشتم مرداد 1384 | 10 نظر








آغاز کار
سلام

ما وبلاگ نویسان در نبود دیگر رسانه های ازاد و مستقل در جامعه نقش مهمی را باید بر دوش بکشیم. و وقایع اتفاق افتاده در تاریخمان را باید برای ان که آینده ای روشنتر داشته باشیم فراموش نکنیم و به ان بپدازیمک

در همین راستا من در نظر دارم که در اینجا یک فراخوان عمومی برای پاسداشت یاد و خاطره ی تمامی اعدامین سال ۶۷ که کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی در ایران بود بدهم و از همه ی دوستان هم می خواهم که در این راه مرا یار کند. باشد که نوری بر سیاهچال تاریخ خونبار سرزمینمان بیاندازیم!!!!

یک توضیح ضروری: این وبلاگ به هیچ سازمان دسته گروه حزب و عقیده ای وابستگی ندارد و با حفظ احترام در عین حال نقد وارد دانستن به تمامی سازمان ها و گروهها از انان خواهش می کند که در راستای اطلاع رسانی در مورد اعدام های سیاسی و کشتار سال ۶۷ ما را یاری رسانند.

پ.ن: از همه ی دوستان خواهش می کنم به طرق زیر ما را یاری رسانندد:

۱- طراحی یک لوگو برای این وباگ با عنوان:((قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷-ـ فاجعه ی ضد بشری))

۲- ارسال هر مطلبی که مربوط به این واقعه است برای ما برای انعکاس ان در این وبلاگ

۳- معرفی این وبلاگ به تمامی افرادی که امکان دارد

و هر نوع یاری دیگری که خود می دانید

با آرزوی موفقیت

Cyrus takes babylon

Cyrus takes Babylon

Map of Babylon. Design Jona Lendering.
Babylon (©**)

Introduction

In October 539 BCE, the Persian king Cyrus took Babylon, the ancient capital of an oriental empire covering modern Iraq, Syria, Lebanon, and Israel. In a broader sense, Babylon was the ancient world's capital of scholarship and science. The subject provinces soon recognized Cyrus as their legitimate ruler. Since he was already lord of peripheral regions in modern Turkey and Iran (and Afghanistan?), it is not exaggerated to say that the conquest of Babylonia meant the birth of a true world empire. The Achaemenid empire was to last for more than two centuries, until it was divided by the successors of the Macedonian king Alexander the Great. A remarkable aspect of the capture of Babylon is the fact that Cyrus allowed the Jews (who were exiled in Babylonia) to return home.

Cyrus' cylinder. British museum, London (Britain). Photo Marco Prins.
Cyrus' cylinder
(British Museum, London)

Several texts describe this event, and they are all collected on these pages. Here they are, including brief summaries.
The Chronicle of Nabonidus
gives contemporary information about the rise of Cyrus and the erratic behavior of the Babylonian king Nabonidus, who leaves Babylon and spends several years in the oasis Temâ in Arabia. His son Bêlsharusur (the biblical Belshazzar) acts as regent but is unable to ward off the approaching Persian danger. Finally, Nabonidus returns and fights. But it is in vain; Cyrus is welcomed as representative of the supreme god.
The Verse account of Nabonidus
is a poem by one of the priests of the Esagila, the temple of the Babylonian supreme god Marduk. It shows that the religious establishment of Babylon was upset because the important New Year's festival (Akitu) had not been celebrated in the Nabonidus' absence. The author of this libel does little to hide his contempt for the impious madman.
The Biblical prophet Daniel
tells about the madness of another king of Babylonia, Nebuchadnezzar. There are several details in this story that make it plausible that the original story was about Nabonidus. Reconstruction of this original is possible through comparison with the text known as the Prayer of Nabonidus.
The Cyrus Cylinder
presents the new king as the one chosen by the supreme god to liberate Babylon from tyranny. We may speculate that Cyrus considered himself to be on a divine mission under guidance of Ahuramazda, and we can assume that the Babylonian clerk who wrote down this text changed this into Marduk, the name of his own supreme god. Cyrus also boasts that he has liberated many people who were exiled to Babylon.
The Biblical prophet Isaiah
(or Second Isaiah, to be precise) tells more or less the same story as the Cyrus Cylinder. Again, tthe Persian ruler is chosen by a supreme god (the God of the Jews, this time) and after winning a victory, Cyrus allows the Jews to go back home.
The Biblical prophet Ezra
quotes us the probably authentic text of Cyrus' decree on the exiled Jews.
The Greek researcher Herodotus
finally, has a very unreliable story about the Fall of Babylon.

Cyrus takes babylon

Cyrus takes Babylon

Map of Babylon. Design Jona Lendering.
Babylon (©**)

Introduction

In October 539 BCE, the Persian king Cyrus took Babylon, the ancient capital of an oriental empire covering modern Iraq, Syria, Lebanon, and Israel. In a broader sense, Babylon was the ancient world's capital of scholarship and science. The subject provinces soon recognized Cyrus as their legitimate ruler. Since he was already lord of peripheral regions in modern Turkey and Iran (and Afghanistan?), it is not exaggerated to say that the conquest of Babylonia meant the birth of a true world empire. The Achaemenid empire was to last for more than two centuries, until it was divided by the successors of the Macedonian king Alexander the Great. A remarkable aspect of the capture of Babylon is the fact that Cyrus allowed the Jews (who were exiled in Babylonia) to return home.
Cyrus' cylinder. British museum, London (Britain). Photo Marco Prins.
Cyrus' cylinder
(British Museum, London)

Several texts describe this event, and they are all collected on these pages. Here they are, including brief summaries.
The Chronicle of Nabonidus
gives contemporary information about the rise of Cyrus and the erratic behavior of the Babylonian king Nabonidus, who leaves Babylon and spends several years in the oasis Temâ in Arabia. His son Bêlsharusur (the biblical Belshazzar) acts as regent but is unable to ward off the approaching Persian danger. Finally, Nabonidus returns and fights. But it is in vain; Cyrus is welcomed as representative of the supreme god.
The Verse account of Nabonidus
is a poem by one of the priests of the Esagila, the temple of the Babylonian supreme god Marduk. It shows that the religious establishment of Babylon was upset because the important New Year's festival (Akitu) had not been celebrated in the Nabonidus' absence. The author of this libel does little to hide his contempt for the impious madman.
The Biblical prophet Daniel
tells about the madness of another king of Babylonia, Nebuchadnezzar. There are several details in this story that make it plausible that the original story was about Nabonidus. Reconstruction of this original is possible through comparison with the text known as the Prayer of Nabonidus.
The Cyrus Cylinder
presents the new king as the one chosen by the supreme god to liberate Babylon from tyranny. We may speculate that Cyrus considered himself to be on a divine mission under guidance of Ahuramazda, and we can assume that the Babylonian clerk who wrote down this text changed this into Marduk, the name of his own supreme god. Cyrus also boasts that he has liberated many people who were exiled to Babylon.
The Biblical prophet Isaiah
(or Second Isaiah, to be precise) tells more or less the same story as the Cyrus Cylinder. Again, tthe Persian ruler is chosen by a supreme god (the God of the Jews, this time) and after winning a victory, Cyrus allows the Jews to go back home.
The Biblical prophet Ezra
quotes us the probably authentic text of Cyrus' decree on the exiled Jews.
The Greek researcher Herodotus
finally, has a very unreliable story about the Fall of Babylon.

Pasargade

Pasargadae

Unless otherwise indicated, pictures on this page © Marco Prins and Jona Lendering. Photos can be downloaded and used for non-commercial purposes, but you have to acknowledge Livius. Pasargadae (Old Persian Pâthragâda) was built by the Achaemenid king Cyrus the Great in the valley of the river Polvar. According to the Roman geographer Strabo of Amasia, the town was built on the site where king Cyrus had defeated the leader of the Medes, Astyages, in 550 BCE (Strabo, Geography 15.3.8). This may or may not be true. In Antiquity, at least eight dams regulated the river, which shows that Pasargadae was an important city. It became the capital of the Achaemenid empire, and remained its most important settlement until Darius I the Great and Xerxes built Persepolis. Yet even then, Pasargadae remained an important town, because the king was inaugurated here. The Greek researcher Herodotus of Halicarnassus, writing a generation or two after the foundation of the new capital, knew the name Pasargadae but did not know Persepolis. (Compare modern Holland: the government is in The Hague, but Amsterdam, where the Dutch king is inaugurated, is more famous.)

The picture above shows a view of Pasargadae from the Tall-i Takht, the citadel in the north.
The tomb of Cyrus the Great in Pasargadae. Photo Marco Prins.Pasargadae resembled a large park, about 2x3 kilometers large, in which several buildings were to be seen. This is one of the most famous monuments: the tomb of Cyrus. The great king was buried here in 530/529. According to literary sources, more than two centuries later, Alexander the Great ordered the tomb to be restored. Archaeologists have found no traces of repairs, however. The monument stands on a small platform. Similar substructures are known from Anatolia, but as yet, it is impossible to establish which ones are earlier - the Iranian or Anatolian. Here you can see it on a satellite photo. Stated differently, it is possible that Cyrus got the idea of this type of monument when he had defeated king Croesus of Lydia in 547 (or a couple of years later), but it is also possible that the Anatolians copied an Iranian form.

The tomb is about eleven meters high. There are two chambers: one is the real tomb, the other is an attic. The function of this second room is unknown.

The tomb as one approaches it on a winter's day... ... and again. The tomb chamber: two meters wide, two meters high, three meters deep. It contained a gold sarcophagus, Cyrus' arms, his jewelry and a cloak. This garment played an important role in the Persian inauguration rituals (see Plutarch of Chaeronea, Life of Artaxerxes, 3.1; the custom itself is Babylonian). The Mosque of the Mother of Soleyman, seen from the Tomb of Cyrus the Great. Photo Marco Prins.The Mosque of the Mother of Soleyman, seen from the Tomb of Cyrus the Great. This Muslim sanctuary may occupy the site of an ancient temple, dedicated to a warrior goddess. Here, the king was inaugurated. The tomb again. Although it is not an enormous building, it dominates the fertile plain, which is on all sides surrounded by mountains. It is as if the tomb was built in a giant natural bowl.